عمارت دل ما هم خراب از آب در‌آمد

  • چو تاک اشک فشاندی شراب از آب در‌آمد
  • عرق به گونه نشاندی گلاب از آب در‌آمد
  • هزار خوشه خوشرنگ و ناب در خم خامی
  • به قصد خیر فشردیم و آب از آب در‌آمد
  • کنون که رحل اقامت در این سرای فکندی
  • عمارت دل ما هم خراب از آب در‌آمد
  • به زیر سایه مضمون گیسوان سیاهت
  • هر آنچه شعر سرودیم ناب از آب در‌آمد
  • تمام عمر سرودیم در هوای تهمتن
  • دریغ و درد که افراسیاب از آب در‌آمد

 

/ 2 نظر / 21 بازدید
یکتا

کنون که رحل اقامت در این سرای فکندی ... عمارت دل ما هم خراب از آب در‌آمد ...

یکتا

نیستید حضرت ماه نویس ... سلام